بدون شرح

ياددارم در غروبي گرم گرم،

مي گذشت از کوچه ما دوره گرد،

داد ميزد:کهنه قالي مي خرم،

دسته دوم جنس عالي مي خرم،

کاسه و ظرف سفالي مي خرم،

گرنداري کوزه خالي مي خرم،

اشک در چشمان بابا حلقه بست،

عاقبت آهي کشيد بغضش شکست،

لحظه افطار است و نان در سفره نيست،

اي خدا شکرت ولي اين زندگيست؟

بوي نان تازه هوشش برده بود،

اتفاقا مادرم هم روزه بود،

خواهرم بي روسري بيرون دويد،

گفت آقا سفره خالي مي خريد؟

 AMES Courses 

کسانی که در تکاپوی گرفتن ویزای Skilled Migrant هستند حتما میدونند که داشتن آیلتس برای همسرشان که Main Applicant نیستند اجباری نیست. اما در این صورت باید یک پولی (زمان ما حدود ۲ میلیون تومان بود) را به حساب اداره مهاجرت واریز کنند تا بعد از ورود به استرالیا امکان شرکت در کلاسهای AMES را داشته باشند. خبر خوب اینکه اگر همسرتان آیلتس هم داشته باشد باز می تواند در این کلاسها شرکت کند. این موسسه دارای ۳ سطح کلاس برای زبان انگلیسی است که بسته به تعیین سطحتان در مصاحبه شفاهی، می توانید در یکی از این سطوح ثبت نام کنید. طول این دوره حدود ۵۰۰ ساعت می باشد که تقریبا به اندازه گذراندن یک سطح کامل می باشد. یعنی اگر مثلا شما در اول سطح یک قبول شده باشید تنها تا آخر سطح یک می توانید آنرا ادامه بدهید و سطح بالاتر نمی توانید بروید. این کلاسها هم به صورت تمام وقت یعنی هر روز از ساعت ۹ تا ۱۴:۳۰ و هم به صورت سه روز در هفته ارائه می شود. حتی اگر امکان حضور در کلاس را به هر دلیلی نداشته باشید می توانید از کلاسهای از راه دور (اینترنتی) استفاده کنید. برای کسانی هم که بچه کوچک دارند در هر مرکز AMES محلی برای نگهداری بچه ها به صورت رایگان تعبیه شده که با خیال راحت می توانید بچه تان را آنجا بسپارید.

به محض ورود به استرالیا حتما ثبت نام در این کلاسها را جزء اولین کارهایتان بگذارید چون ظرفیت کلاسها پر می شود و باید تا ترم بعدی صبر کنید. توصیه می شود که تاریخ پروازتان را طوری تنظیم کنید تا حداکثر بعد از یک ماه همسرتان بتواند در این کلاسها شرکت کند. چون علاوه بر مساله زبان، این کلاسها موجب افزایش اعتماد به نفس می شود که در ماههای اول معمولا به شدت مورد نیاز است. ما که ۲۲ می امسال اومدیم یک ماه بعد همسر گرامی به این کلاسها رفتند و تا یک هفته دیگر ترم اولشان تمام میشود. آمدن در ماه می این خوبی را هم دارد که به آخر سال مالی اینجا می خورد و شما برای خرید اولیه زندگی می توانید از تخفیفهای اساسی استفاده کنید. به علاوه در آغاز سال مالی جدید شرکتها برای استخدام نیروی جدید اقدام می کنند که شانس کار پیدا کردن افزایش می یابد. ما هم از این تجربه دوستان استفاده کردیم و ضرر نکردیم. اما برای Main Applicant ها و حتی همسرانشان که نمرات آیلتس بالایی دارند دو نوع کلاس در AMES وجود دارد که با وجود کوتاه بودن دوره (حدود یک ماه و نیم)، بسیار بسیار مفید است. دوره English For Employment که شرط داشتن آیلتس ۶ به بالا و دوره Skill Max که در زمان ما شرط داشتن آیلتس ۷ را میخواست ولی الان میگن مثل اینکه به ۶ کاهش پیدا کرده. به هر حال من در دوره EFE شرکت کردم که تمرکز اصلی آن روی نحوه رزومه نویسی و کاریابی و مصاحبه می باشد و در کنار آن روی یکسری گرامرها هم کار میکنند. ولی مزیت اصلی آن همان پیدا کردن مهارتهای کاریابی می باشد. همچنین اینکه چگونه رزومه بنویسیم تا بتوانیم نظر آژانسهای کاریابی را جلب کنیم بسیار حائز اهمیت است. من شنیدم که دوره Skilled Max هم به همین موارد می پردازد و نمیدونم چرا آنها را از هم جدا کرده اند! خلاصه مطلب اینکه شرکت در این دوره از نان شب هم واجب تر است.

این سایت لینکهای بسیار خوبی در این زمینه دارد که یکی از منابع اصلی دوره ما بود. حتما قبل از اومدن اون رو مطالعه کنید که حداقل یکسری تکنیکهای رزومه نویسی را در رزومه هایتان بکار ببرید و در ابتدا روزمه نسبتا معقولی داشته باشید. یک خوبی دیگر این دوره اینست که روی رزومه هایتان کار می کنند و انها را از نظر گرامری و ساختاری اصلاح می کنند.

از آنجا که این دوره ها هم خیلی زود پر می شوند حتما سریع برای ثبت نام اقدام کنید. اگر هم پر شده باشند با کمی اصرار ثبت نامتان می کنند. چون معمولا وسط دوره کم کم از تعداد نفرات کلاس به علت کار پیدا کردن کاسته می شود و جای خالی ایجاد میشود. من خودم دو هفته آخر کلاس را نرفتم. موفق باشید.

حكايات

آيلتس نمره كافي رو نياوردم

اما بازم نااميد نيستم

---------------------------------------------------------------------------------------------------

دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.
به پر و پای فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با يك روز.... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."
خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمی‌يابد هزار سال هم به كارش نمی‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی كن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش مي‌درخشيد، اما می‌ترسيد حركت كند، می‌ترسيد راه برود، می‌ترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده‌ای دارد؟ بگذارد اين مشت زندگی را مصرف كنم."
آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد می‌تواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، اما ....
اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگی كرد.
فردای آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست!"
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است..
امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟