خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت
واي خداي من باورم نميشه اصلا باورم نميشه
آقا بياين دارم شيرني ميدم
نمي دونين چي شده خدا.......
ملبرورن OK داد
رفتيم براي لاج دياك
اگه اونم بشه
آقا براي همه باورن كنين دارم دعا مي كنم كاراشون راه بيوفته
متن ميل ملبورن در ادامه مطلب....
ادامه مطلب...
به گزارش ايسنا، «پيتر بالسيلي» ـ يكي از محققان دانشكده علوم جانوري دانشگاه كويينزلند ـ در مصاحبهاي با خبرگزاري آسوشيتدپرس، گفت: اين اولين باري است كه ما شاهد تولد يك جفت بچه كانگوروي والابي در اين كشور هستيم، چرا كه تاكنون چنين رويدادي در استراليا اتفاق نيفتاده است.
وي افزود: ما در تلاشيم تا با انجام آزمايشاتي بر روي اين كانگوروي والابي به اين نتيجه دست پيدا كنيم كه چه عاملي باعث شده است اين كانگورو، دوقلو به دنيا بياورد.
«گوردون گريك» ـ يكي از محققان علوم جانوري در دانشگاه كويينزلند ـ خاطر نشان كرد: با اين كه اين جفت بچه كانگورويها، هماكنون در داخل كيسه مادرشان در حال رشد و تغذيه هستند، اما جاي اميدواري است كه به زودي و همانند بچه كانگوروهاي ديگر بتوانند روي پاي خود ايستاده و از مادرشان جدا شوند.
حوصلمون سر رفت اينو paste كرديم
ملبورن يه ميل برام فرستاده با اين عنوان :
Dear Ehsan,
Thank you for your application for sponsorship under the 176 - Sponsored visa scheme.
We are currently processing your application and need you to specify exactly how much money, in Australian Dollars, you will have available to assist your migration to Victoria.
Your application will not be considered to be complete until we receive this information from you and if we do not hear from you within one month we will close your file.
We look forward to your response.
Dear Ehsan
As previously advised on 21 September 2009 your application is being assessed by our Industry Panel and we will contact you as soon as a decision has been made. We request you do not contact us for any further status updates. Please contact DIAC for information relating to the change in their processing
اما دريغ از جواب نهايي و ديروز برام يه ميل فرستاد كه استراليا قوانين مهاجرتيش رو تغيير داده
آخه يكي بگه به تو چه؛ اصلا به من چه!
تو جوابت رو بده ديگه
امروز يه ميل زدم و اين مطلب رو گفتم كه من 10 هفتم تموم شده و جواب مي خوام
تا ببينيم چي پيش مياد
باز هم قوانین جدید و متاسفانه باز هم در جهت محدودتر شدن روند مهاجرت!
دست رو هر چي ميزاريم خراب ميشه (دريا خشك ميشه - جنگل بيابون ميشه - دنيا قيامت ميشه)
خدا ديگه دارم خسته ميشم
دیاک
یک سری قانون جدید وضع کرده که از 23 سپتامبر 2009 ،یعنی 3 روز پیش، شروع
به اجرا شده. جالب اینجاست که یه مدته به قول خودمون واسشون تریپ شده که
قوانین رو عطف بما سبق هم می کنن و پدر همه رو یکجا در می آرن!
حالا این وسط تکلیف التزام به قوانین قبلی و برنامه ریزی ملت واسه زندگی آینده شون چی میشه، دیگه خدا داند!
و اما تغییرات جدید:
قصه اصلی در مورد تغییر مجدد در روند اولویت هاست. در واقع تقسیم بندی کلی قبلی جورایی تغییر کرده و جزئی تر شده. به این صورت که عرض می کنم:
- دوستانی که Employer Sponsored هستند
- دوستانی که متقاضی ویزای ایالتی (State/Territory) هستن و در CSL هم هستن
- کسانی که اسپانسر خانوادگی دارن و در CSL هم هستن
- کسانی که هیچکدوم از شرایط بالا رو ندارن و فقط در CSL هستند
- دوستانی که متقاضی ویزای ایالتی (State/Territory) هستن ولی در CSL نیستن
- کسانی که
- فقط MODL هستن
- کسانی که اسپانسر خانوادگی دارن ولی در CSL نیستن
- سایر دوستانی که شرایط پرونده شون در هیچکدوم از شرایط فوق صدق نمی کنه
| Employer Sponsored | State/Territory | Family Sponsored | CSL | MODL | |
| 1 | |||||
| 2 | |||||
| 3 | |||||
| 4 | |||||
| 5 | |||||
| 6 | |||||
| 7 |
دقت
کنید که لیست بالا فقط ترتیب بررسی پرونده ها رو نشون میده و هنوز واسه
کسانی که در CSL نیستند چیزی اعلام نکردن. در واقع در متن قانون فعلی
صراحتا نوشته شده که متقاضیان خارج از CSL تا اطلاع ثانوی در هیچ اولویتی
قرار نخواهند گرفت. 
عجب ماجرایی شده این قصه مهاجرت ما !!
منبع : پرنده مهاجر
ياددارم در غروبي گرم گرم،
مي گذشت از کوچه ما دوره گرد،
داد ميزد:کهنه قالي مي خرم،
دسته دوم جنس عالي مي خرم،
کاسه و ظرف سفالي مي خرم،
گرنداري کوزه خالي مي خرم،
اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهي کشيد بغضش شکست،
لحظه افطار است و نان در سفره نيست،
اي خدا شکرت ولي اين زندگيست؟
بوي نان تازه هوشش برده بود،
اتفاقا مادرم هم روزه بود،
خواهرم بي روسري بيرون دويد،
گفت آقا سفره خالي مي خريد؟
به محض ورود به استرالیا حتما ثبت نام در این کلاسها را جزء اولین کارهایتان بگذارید چون ظرفیت کلاسها پر می شود و باید تا ترم بعدی صبر کنید. توصیه می شود که تاریخ پروازتان را طوری تنظیم کنید تا حداکثر بعد از یک ماه همسرتان بتواند در این کلاسها شرکت کند. چون علاوه بر مساله زبان، این کلاسها موجب افزایش اعتماد به نفس می شود که در ماههای اول معمولا به شدت مورد نیاز است. ما که ۲۲ می امسال اومدیم یک ماه بعد همسر گرامی به این کلاسها رفتند و تا یک هفته دیگر ترم اولشان تمام میشود. آمدن در ماه می این خوبی را هم دارد که به آخر سال مالی اینجا می خورد و شما برای خرید اولیه زندگی می توانید از تخفیفهای اساسی استفاده کنید. به علاوه در آغاز سال مالی جدید شرکتها برای استخدام نیروی جدید اقدام می کنند که شانس کار پیدا کردن افزایش می یابد. ما هم از این تجربه دوستان استفاده کردیم و ضرر نکردیم. اما برای Main Applicant ها و حتی همسرانشان که نمرات آیلتس بالایی دارند دو نوع کلاس در AMES وجود دارد که با وجود کوتاه بودن دوره (حدود یک ماه و نیم)، بسیار بسیار مفید است. دوره English For Employment که شرط داشتن آیلتس ۶ به بالا و دوره Skill Max که در زمان ما شرط داشتن آیلتس ۷ را میخواست ولی الان میگن مثل اینکه به ۶ کاهش پیدا کرده. به هر حال من در دوره EFE شرکت کردم که تمرکز اصلی آن روی نحوه رزومه نویسی و کاریابی و مصاحبه می باشد و در کنار آن روی یکسری گرامرها هم کار میکنند. ولی مزیت اصلی آن همان پیدا کردن مهارتهای کاریابی می باشد. همچنین اینکه چگونه رزومه بنویسیم تا بتوانیم نظر آژانسهای کاریابی را جلب کنیم بسیار حائز اهمیت است. من شنیدم که دوره Skilled Max هم به همین موارد می پردازد و نمیدونم چرا آنها را از هم جدا کرده اند! خلاصه مطلب اینکه شرکت در این دوره از نان شب هم واجب تر است.
این سایت لینکهای بسیار خوبی در این زمینه دارد که یکی از منابع اصلی دوره ما بود. حتما قبل از اومدن اون رو مطالعه کنید که حداقل یکسری تکنیکهای رزومه نویسی را در رزومه هایتان بکار ببرید و در ابتدا روزمه نسبتا معقولی داشته باشید. یک خوبی دیگر این دوره اینست که روی رزومه هایتان کار می کنند و انها را از نظر گرامری و ساختاری اصلاح می کنند.
از آنجا که این دوره ها هم خیلی زود پر می شوند حتما سریع برای ثبت نام اقدام کنید. اگر هم پر شده باشند با کمی اصرار ثبت نامتان می کنند. چون معمولا وسط دوره کم کم از تعداد نفرات کلاس به علت کار پیدا کردن کاسته می شود و جای خالی ایجاد میشود. من خودم دو هفته آخر کلاس را نرفتم. موفق باشید.
اما بازم نااميد نيستم
---------------------------------------------------------------------------------------------------
دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد،
داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت،
خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.
به پر و پای فرشته و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده
دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش
را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و
بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل
اين يك روز را زندگی كن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با يك روز.... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."
خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال
زيسته است و آنكه امروزش را در نمیيابد هزار سال هم به كارش نمیآيد"،
آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و یک روز
زندگی كن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش ميدرخشيد، اما
میترسيد حركت كند، میترسيد راه برود، میترسيد زندگی از لا به لای
انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايی ندارم، نگه
داشتن اين زندگی چه فايدهای دارد؟ بگذارد اين مشت زندگی را مصرف كنم."
آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را
نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد میتواند تا ته دنيا
بدود، می تواند بال بزند، میتواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، اما ....
اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش
دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او
را نمیشناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد،
او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و
بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگی كرد.
فردای آن روز فرشتهها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست!"
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است..
امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟






